در پی آرامش کاش سرم را بردارم و برای هفته ای در گنجینه ای بگذارم و قفل کنم در تاریکی یک گنجینه خالی... و روی شانه هایم جای سرم چناری بکارم و برای هفته ای در سایه اش آرام گیرم...
اگر سرا پا زری و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم *** چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم *** اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم *** اگر دل دلیل است اورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم *** گواهی بخواهید اینک گواه همین زخم های که نشمرده ایم *** دلی سر بلندو سری سر بزیر ازین دست عمری به سر برده ای روحش شاد(قیصر)