از یاد رفته گان

وبی برای نسل جوان

از یاد رفته گان

وبی برای نسل جوان

اناالمهدى

انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

من مهدى، قائمه گیتى، خرد هستى و ادامه خدایم.

شکیب شما در سراشیب عمر. میوه باغ آفرینش، فراخى آسمانها و نجابت زمین.

من گریه‏هاى شما را مى‏شناسم.

با انتظار شما هر شام دیدار مى‏کنم.

نغمه‏گر ندبه‏هاى شما در میان کاج هاى غیبتم.

اشک هاى شما آینده من است.

دلتنگی هاى من، گشایش بخت ‏شماست.

من موى گره در گرهم را نذر پریشان شمایان کرده‏ام .

انا المهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

با من از همه آنچه در دل دارید بگویید.

از گرانى بار انتظار؛

از تیرگى شبهاى غیبت؛

از هیمنه جور؛

از هیبت گناه، از فریب سراب، از دروغ خنده‏ها و از دورى اقبال.

من با ندبه‏هاى شما مى‏بالم.

من تنگى دل شما را مى‏شناسم.

من برق چشم شما را مى‏ بینم .

گرمى دست‏هاى شما، چراغ خیمه صحرایى من است.

انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

از دورى و دیرى با من بگویید. جز من کسى حرف شما را باور نمى‏کند.

جز من کیست که بداند روزگار شما چگونه روزگارى است؟

جز من کیست که بداند زخم شما، شکوفه کدام غم است؟

گریه شما، جارى چه اندوهى است؟

و خنده شما تا کجا شکوهمند است؟

مرا باور کنید.

من تنهایى شما هستم.

اسب آرزوهاى شما، تنها در چمن ظهور من چابک است.

پرنده امید شما را من پرواز مى‏دهم.

و آشناترین رهگذر شهر شما منم.

اناالمهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

مرا بخوانید و بخواهید.

مرا تا صبح ظهور، انتظار کشید.

مرا که چون پدران روستایى، با دستمالى از مهربانى به سوى شما مى‏آیم.

با یک سبد انار؛

یک طبق سیب؛

و یک سینه سخن.

من شما را از گریه‏هاى شما مى‏شناسم و شما مرا از اجابت‏هایم.

امسال، باران گرسنه خاک است.

ابرها دیگر نمى‏بارند.

خورشید به ناز نشسته است.

بهار خرمى نمى‏کند.

آیا از یاد برده‏اند که شما جمعه‏ شناسان هفته انتظارید؟

نمى‏دانند شما شب ها مرا به خواب مى‏بینید؟

و روزها

زمین را با آهن اندوه مى‏شکافید؟

امسال زمین رکاب نمى‏دهد،

و گریه انتظار، شما را امان.

من مى‏آیم، که هر سال، بهار آمدنى است.

من مى‏آیم که سفره شما بى ‏نان نباشد.

و هفته شما، بى ‏جمعه.

اناالمهدى؛ من موعود زمانم. صاحب عصر، قائمه گیتى، خرد هستى، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

اناالمهدى

 

او کى مى‏آید؟

‏یکى از پرسش‏هایى که در موضوع مهدویت مطرح است همواره مطرح شده، زمان ظهور حضرت مهدى به عنوان آخرین ذخیره الهى است.  به گونه‏اى که تاریخچه این سؤال به سال‏ها قبل از تولد آن حضرت باز مى‏گردد.

همواره ائمه معصومین‏علیهم السلام به عنوان روشنگران طریق هدایت پاسخ این پرسش را به عنوان یکى از اسرار الهى یاد آور شده‏اند و علم به وقت ظهور را ویژه خداوند متعال، ذکر نموده  و کسانى را که براى قیام آن حجت الهى وقت معین کنند، دروغگو معرفى کرده‏اند.

در روایت مشهورى است که وقتى شاعر بلند آوازه شیعى "دعبل خزاعى‏" در محضر هشتمین پیشواى شیعیان در ضمن قصیده خود سخن از ظهور و قیام حضرت مهدى بر زبان جارى ساخت آن حضرت در حالى که سرشک از دیدگانش جارى بود، رو به دعبل کرده فرمودند:

"اى خزاعى، همانا روح القدس بر زبانت این دو بیت را جارى ساخت. آیا مى‏دانى این امام کیست و چه زمانى قیام مى‏کند؟"

آنگاه خود آن حضرت به معرفى آن امام پرداختند. سپس درباره زمان ظهور چنین فرمود:" و اما درباره این که چه زمانى ظهور خواهد کرد، پدرم از پدرش و ایشان از پدران خود و آنها از رسول گرامى اسلام نقل کرده‏اند که وقتى از آن حضرت پرسیده شد چه زمانى قائم از ذریه شما ظهور مى‏کند؟ آن حضرت فرمود: مَثل او مَثل قیامت است که خداوند درباره زمان وقوع آن چنین فرمود:"هیچ کس جز او به هنگامش آن را آشکار نمى‏سازد این امر بر اهل آسمان‏ها و زمین دشوار است [قیامت] جز ناگهان به سراغ شما نمى‏آید." (1) از آنجایى که حضرت مخفى بودن زمان ظهور را همانند زمان قیامت و رستاخیز قلمداد فرموده است، مى‏توان به نتایج ذیل دست‏ یافت.

- با مخفى بودن قیامت ‏یک نوع آزادى عمل براى همگان پیدا مى‏شود و از سوى دیگر چون وقت آن به طور دقیق معلوم نیست و در هر زمانى احتمال وقوع آن وجود دارد، نتیجه‏اش حالت آماده باش دائمى است و همین طور درباره قیام حضرت مهدى(عج) است چرا که اگر تاریخ قیام آن حضرت تعیین مى‏شد، هرگاه زمانش دور بود، همه در غفلت و غرور و بى خبرى فرو مى‏رفتند و هرگاه زمانش نزدیک بود ممکن بود آزادى عمل را از دست‏ بدهند و اعمالشان جنبه اجبارى به خود بگیرد.

- همانگونه که علم به زمان قیامت فقط در اختیار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدى نیز در عهده خداوند است؛‏ به علاوه در سخنان فراوانى از ائمه معصومین‏علیهم السلام وقتى سخن از قیام حضرت مهدى رانده شده، از قیامت نیز یاد شده است و از این رو برخى ویژگى‏هاى آن همانند رستاخیز بزرگ و قیامت است. (2)

از آنجایى که خداوند در ادامه آیه مذکور، علم به قیامت را حتى از پیامبرصلى الله علیه وآله نیز منتفى مى‏داند، آنجا که فرموده است:"از تو مى‏پرسند چنانکه گویا تو از چون و چند آن آگاهى، بگو همانا علم آن با خداوند است.‏"

و حتى پیامبرصلى الله علیه وآله و خود امام زمان نیز از زمان دقیق ظهور آگاهى ندارند و این که متاسفانه عده‏اى به خود جرات داده، به راحتى تعیین وقت ظهور مى‏کنند، خود محل تامل است.

نه تنها این سؤال از اولین معصوم ‏صلى الله علیه وآله پرسیده شده که آخرین معصوم‏علیه السلام نیز در جواب، چنین پاسخ فرمود:"و اما ظهور فرج همانا در اختیار خدا و علم الهى است و دروغ گفتند وقت گذاران.‏" (3)

و هم آن حضرت در آخرین توقیع خود به آخرین سفیر، ظهور را تنها در اراده و اختیار خداوند دانسته، چنین مى‏فرماید:

"و ظهورى نخواهد بود مگر آنگاه که خداوند تبارک و تعالى اجازه فرماید." (4)

از آنچه اشاره شد به خوبى به دست مى‏آید که زمان ظهور، یکى از اسرار الهى است و دست اندیشه و فکر بشر از رسیدن به آن سخت کوتاه است.

و دیگر این که این امر خطیر، ناگهانى و غیر قابل پیش ‏بینى صورت مى‏پذیرد.

حضرت على‏علیه السلام در این‏ باره فرمودند:"مهدى از ما اهل بیت است که خداوند امر(فرجش) را در یک شب اصلاح فرماید." (5)

و در روایاتى چند ظهور آن حضرت به آمدن شهاب تشبیه شده است و غیر منتظره بودن شهاب، بسیار واضح است.

امام باقرعلیه السلام پس از بیان غیبت‏ حضرت مهدى(عج) فرمود:"... او همانند شهابى شعله ‏ور فرا خواهد رسید." (6)

و نیز پیامبراکرم ‏صلى الله علیه وآله در این باره فرمود: ... در آن هنگام چون شهابى فروزان خواهد آمد. (7)

البته آنچه گفته شد بدین معنا نیست که به کلى بحث زمان ظهور در روایات مورد اشاره قرار نگرفته، چرا که با بررسى روایات درباره زمان ظهورعلاوه بر آنچه ذکر شد به موارد ذیل مى‏توان دست ‏یافت که بیانگر نوعى تعیین وقت فى الجمله است و نه به صورت دقیق:

1- روایاتى که ظهور حضرت مهدى را در روز جمعه ذکر کرده‏اند.

امام صادق‏علیه السلام در این باره فرمود:"و قائم ما اهل بیت در روز جمعه ظهور خواهد کرد. (8)

2- روایاتى که روز ظهور را مصادف با روز عاشورا ذکر کرده‏اند.

امام باقرعلیه السلام در ضمن فرمایشاتى درباره روز عاشورا فرمودند:"و این روز[عاشورا] روزى است که در آن قائم(عج) قیام خواهد کرد." (9)

3- روایاتى که ظهور حضرت مهدى را در سال فرد ذکر کرده است. امام صادق‏علیه السلام فرمود:"قائم ظهور نمى‏کند مگر در سال فرد." (10)

اما هیچ یک از موارد فوق دلالتى بر تعیین وقت ظهور ندارد. حال ممکن است‏ به ذهن متبادر شود که اگر خود امام نیز از زمان ظهور بى اطلاع است، پس چگونه هنگامى که اراده الهى به ظهور تعلق گرفت آگاه خواهد شد؟

در این باره نیز روایات فراوانى است که با بیان بخشى از آن‏ها این نوشتار را به پایان مى‏بریم .

1- آگاه شدن از طریق الهام

بدون شک ائمه معصومین‏علیهم السلام مورد الهام خداوند قرار مى‏گیرند و اگر چه وحى با رحلت پیامبرصلى الله علیه وآله پایان گرفت، ولى در موارد فراوانى به اهل بیت‏علیهم السلام الهاماتى شده و خواهد شد.

امام صادق‏علیه السلام دراین ‏باره مى‏فرماید: هنگامى که خداوند اراده فرمود که امر ظهور را اظهار نماید، در قلب حضرت مهدى خطور خواهد شد و ایشان به امر الهى قیام خواهد فرمود. (11)

2- آگاه شدن آن حضرت از طریق برافراشته شدن پرچم قیام

در روایاتى چند اشاره شده که وقتى ظهور آن حضرت نزدیک شود و وقت قیام فرا رسد، پرچمى که آن حضرت هنگام ظهور در دست ‏خواهد داشت، به اذن و اراده الهى برافراشته شده، آن حضرت از زمان قیام آگاه خواهد شد. (12)

3- آگاه شدن از طریق بیرون آمدن شمشیر از غلاف

از پیامبر گرامى اسلام‏ صلى الله علیه وآله نقل است که فرمودند: و براى او شمشیرى است در غلاف؛ پس هنگامى که وقت ظهورش فرا رسید آن شمشیر از غلافش خارج مى‏شود. پس آن شمشیر به سخن درآمده به حضرت مى‏گوید خارج شو (قیام کن) اى ولى خدا! که دیگر نشستن در مقابل ستم دشمنان جایز نیست، پس او ظهور مى‏کند. (13)

در پایان ذکر این نکته خالى از فایده نیست که مخفى بودن زمان ظهور حضرت مهدى داراى حکمت‏هایى است فراوان که برخى از آنها عبارتند از:

الف- زنده نگه داشتن روح امید و انتظار در جامعه در طول غیبت ‏حضرت مهدى(عج)، چرا که در صورت معلوم بودن زمان ظهور، به کلى بحث انتظار با تمامى آثار تربیتى آن بى‏ معنا خواهد بود.

ب- معنا پیدا کردن امتحان شیعیان درعصرغیبت، که در صورت مشخص بودن وقت ظهور دیگر امتحان و آزمایش شیعیان مفهومى نداشت و از این رو دائما شیعه خود را در حال امتحان شدن مى‏داند.

ج- غافلگیر کردن مخالفان و دشمنان. چرا که یکى از حکمت‏هاى غیبت‏ حضت مهدى(عج) تلاش دشمنان براى نابودى آن حضرت بود. از این رو، روشن بودن زمان ظهور، دشمنان را براى مقابله و از بین بردن آن حضرت آماده مى‏ساخت. در حالى که نا معلوم بودن و ناگهانى بودن زمان ظهور باعث غافلگیرى دشمنان نیز خواهد شد.

 

پى‏نوشت ها:

1- اعراف/ 187.

2- شیخ صدوق،عیون اخبارالرضاعلیه السلام، انتشارات جهان، ج 2، ص 266.

3- شیخ طوسى، کتاب الغیبة، مؤسسه معارف اسلامى، قم، ص 290.

4- پیشین، ص 395.

5- شیخ صدوق، کمال الدین، دارالکتب الاسلامیة، ج 1، ص 152.

6- کتاب الغیبة، ص 159/  کمال الدین، ج 1، ص 324.

7- کمال الدین، ج 1، ص 287.

8 - شیخ صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ج 2، ص 394.

9- شیخ طوسى، تهذیب الاحکام، دارالکتب الاسلامیه، ج 4، ص 300 .

10- همان، ج 4، ص 333/ کمال الدین،ج 2، ص 653.

11- کلینى، کافى، ج 1، ص 343 / کتاب الغیبة، ص 164.

12- کمال الدین، ج 1، ص 155.

13- کمال الدین، ج 1، ص 155/ با اندک تفاوتى على بن محمد خزاز قمى، کفایة الاثر، انتشارات بیدار، ص 266.