X
تبلیغات
رایتل
مسجد - از یاد رفته گان
محلی برای تبلیغات شما از یاد رفته گان محلی برای تبلیغات شما
  • @date
  • با سلام خدمت همه دوستان گرامی این وبلاگ با هدف تبلیغات در شبکه جهانی راه اندازی شده است برای کسب اطلاعات بیشتر بر روی بنر زیر کلیک کنید
    در باره من :

    منوی اصلی :

    ارشیو تقویم :@date

    ارشیو مطالب :

    موضوع بندی یاداشتها :

    لینک دوستان :


    آمارگیر سایت :

    تعداد بازدیدکنندگان : 33217







    پیام بازرگانی با حمایت کانون فناوری اطلاعات بنیاد پارسیان :

    سلام بچه ها یه روزی میرسه که اینجا برا شما چیز های زیبا میذارم به امیذ ذیلر

    مسجد

    مسجد، پایگاه وحدت(1)


    بسم الله الرحمن الرحیم
    الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی
    موضوع بحث به مناسبت این که مقام معظم رهبری سال 86 را نام گذاری کردند به نام اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی، این است که چه چیزهایی اتّحاد را پررنگ می کند و انسجام را بیشتر می کند؟ و چه چیزهایی اینها را متزلزل می کند؟ یکی از مسائلش مراکز وحدت است که ما مراکز وحدت را تبدیل می کنیم به مراکز تفرقه، از جمله مسجد، که مسجد بیشترین جایی است که مردم در آن جمع می شوند، همه با وضو می آیند، رو به قبله می نشینند، اما اگر برنامه های مسجد ضعیف باشد، این اتّحاد و انسجام از بین می رود، چهارتا می آیند و چهارتا نمی آیند و آنهایی هم که می آیند به هم نق می زنند و قُر می زنند، فحش می دهند، یا رنگ سیاسی اش می کنند یا رنگ حزبی می کنند یا رنگ قبیله ای اش می کنند. یعنی این مسجد ما اگر اداره خوبی داشته باشد، مساجد شلوغ می شوند و اگر مساجد شلوغ شوند یکی از این پایگاههای مهم وحدت مسجد است.


    ابعاد گوناگون مسجد


    فکر کردم راجع به مسجد صحبت کنم، راجع به مسجد من ده عنوان نوشته ام: یکی اهمیتش، یکی بانی مسجد، جغرافیای مسجد، برنامه های مسجد، مدیریت مسجد، حفظ مسجد، اخلاق مسجدی ها، پیش نماز، خادم. راجع به اینها صحبت کنیم: البتّه ممکن است که اسم مسجد باشد امّا یک معیارهای کلی است، یعنی اگر کسی هم اهل مسجد نیست، نکات برای اداره اش، برای همه چیز است. چون گاهی وقتها آیات ممکن است یک مورد خاصی را بگویند ولی آدم یک پیام کلّی می گیرد. قرآن می گوید: کسی حق ندارد در یک لحظه زنش را سه طلاقه کند، به طلاق هم اگر رسید یعنی زن و شوهر اگر واقعاً نمی توانند با هم زندگی کنند و لازم شد که از هم جدا بشوند، مرحله به مرحله جدا شوند. خوب بحث، بحث طلاق است که می گوید مرحله به مرحله جدا شوید. امّا الآن سیاسیون هم همینطور است. سفارت را در حد کاردارش می کنند، کسی اگر زن هم ندارد ولی خواست
    با کسی قهر کند، یکمرتبه قهر نکن و هرچی فحش می خواهی به او نده، یک راهی برای برگشت بگذار. در کاشان ما اینطور می گویند، اینجا دیگر من و شما در یک منطقه هستیم. می گویند: یک خالی را برای خاله وابگذارید. با هر کسی که بد شدید هر چه که می خواهید فحش ندهید شاید فردا خواستی رفیق شوی. و با کسی هم که رفیق شدی هر چی که داری به او نگو خوب ممکن است فردا همین دشمنت شود خوب پس ببینید وقتی می گوید مرحله به مرحله جدا شوید، اسم طلاق برده شده ولی آنهایی هم که زن ندارند و حتی آنهایی که مسلمان نیستند می توانند از این درس بگیرند یعنی روابط باید مرحله ای سفت شود و مرحله ای هم شُل شود. خوب پس بسم الله الرحمن الرحیم موضوع بحث ما: مسجد پایگاه وحدت. اسلام می گوید مردم محلّه در مسجد محل جمع شوند، صبح، ظهر، شب. در شهر که شد دیگر محله به محله نه، مردم یکجا جمع شوند، مرکز نماز جمعه، این هم برای شهر. آنوقت در سال که می شود، ماه که می شود، سالی دومرتبه هم یک موج عمومی نماز عید، بعد هرکسی هم که توان دارد مکه یک مرکز بین المللی است. یعنی مردم محله روزی 5 بار، مردم شهر هفته ای یک بار، مردم کره زمین سالی یکبار، روزی یکبار، هفته ای یکبار، سالی یکبار. این مرکز اسلامی است. حالا، عرض کنم به حضور شما که : عوامل جذب یا دفع در مساجد:


    نقش امام جماعت در موفقیت مسجد


    اوّل امام جماعت است که می تواند یک مسجد هشت نفری را هشتاد نفری بکند، هشتصد نفری بکند و می تواند امام جماعتی باشد که هشتاد نفر را هشت نفر بکند. این که امام جماعت چه جور آدمی باشد مهم است. هیئت امنا مهم است. هیئت امنای با سلیقه یا بی سلیقه. با سعه صدر یا بداخلاق. خادم هم نقش دارد. مردمی که به آن مسجد می آیند هم نقش دارند. طولانی شدن مراسم نقش دارد. عرض کنم به حضور شما که ایجاد زحمت یا رفاه نقش دارد. شرکت مسئولین نقش دارد. اینکه مسئولین بیایند برای نماز یا نیایند نقش دارد. مطالبی که گفته می شوند نیز نقش دارند. که چه چیزی در مسجد گفته می شود؟ خوب، یکی یکی درباره اینها صحبت کنیم. اول چیزی که نقش دارد نیّت است آن نیّتی که دارد اثر می گذارد، در اسکناس یک نخ است، در چکهای تراول یک نخ است آن نخ نشانه اصلی است. خیلی به این کار نداریم که این چک عرضش چقدر است یا طولش چقدر است؟ یا رنگش چیست؟ حالا عکس چه کسی رویش است؟ عکس و نقشه و اینها یک کمی نقش دارد امّا ارزش اسکناس به آن نخ است. همانطور که ارزش اسکناس به نخ است ارزش ما هم به نیّتی است که داریم. نیّت خیلی مهم است. حاج شیخ عباس قُمی خیلی کتاب نوشت اما این کتاب مفاتیحش گل کرد. کتابهایی را نوشت که خیلی بیش از مفاتیح رویشان تحقیق و پژوهش کرد، اما اخلاصی که در مفاتیح بوده گفته اند که در کتابهای دیگر نبوده است. اگر زنی به بچّه از سینه شیر بدهد محرم می شود ولو مادرش نیست. چند بار یک زنی به بچه ای شیر بدهد، اگر از سینه شیر بدهد محرم می شود اما اگر همین شیر را در شیشه بریزد و با شیشه شیر بخورد دیگر محرم نخواهد شد. اینها یکسری چیزها است که... . آن سوز مهم است. شما گاهی وقتها به اسم امام زمان می نشینید و بلند می شوید و گاهی وقتها هم پایتان درد می آید و بلند می شوید. اگر یک معلم آمد و شما به احترام استاد بلند شدید ثواب کرده اید. چون قرآن می فرماید: معلم که آمد، برپا. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحْ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعْ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌالمجادلة/11» یعنی برپا. چرا؟ مگر چه کسی آمده یا چه خبر است؟ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحْ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعْ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌالمجادلة/11» معلّم آمد، عالم آمد، برپا. نه اینکه پایت درد می کند، بلند شدی. نیّت ها خیلی مهم است.


    خطر سوء استفاده از مسجد


    در قرآن راجع به مسجد داریم که: منافقین آمدند و یک مسجدی را ساختند در مدینه کنار مسجد النّبی، گفتند: یا رسول الله تشریف بیاورید و مسجدمان را افتتاح کنید. فرمود: الآن جنگ تبوک است من می روم و برمی گردم سپس تکلیف شما را روشن می کنم. وقتی برگشت، آیه نازل شد که این مسجد را برای خدا نساخته اند، این یک محل توطئه است منتهی برای اینکه مشتشان باز نشود اسمش را گذاشته اند مسجد، مسجد ضرار. «وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ التوبة/107» یعنی این مسجد را ساخته اند که کمر آن مسجد را خم کنند، این هیئت را ساخته اند که آن هیئت را ضعیف کنند. این می گوید من یک مدّاحی را می آورم که مشتری های شما را ببرم آنجا. و او هم می گوید من یک واعظی می آورم که مشتری های شما را ببرم آنجا. در بعضی شهرها هیئت ها چه کار می کنند؟ یا روی رقابت یا روی چشم هم چشمی. و به همین دلیل نیتها مهم است. رئیس یک قبیله ای شتری را کشت و آبگوشتی راه انداخت و قبیله ی دیگر گفت به کوری چشم این قبیله، من دوتا شتر می کشم و او هم گفت من به کوری چشم او سه تا شتر می کشم. هِی روی رقابت کارشان به جایی رسید که صد تا شتر کشتند و امیرالمؤمنین فرمود: احدی از این غذاها نخورد. گفتند: آقا چرا؟ آخر حرام می شود. فرمود: بریزید در بیابان سگ ها و شُغال ها بخورند. نیت اینها خدا نیست بلکه رقابت است. چشم هم چشمی است. اگر یک چیزی رقابت و چشم هم چشمی شد دیگر ارزشی ندارد در خیلی از عروسی ها پیراهن هایی که می پوشند از روی چشم هم چشمی می باشد، ماشین هایی که برای عروس بوق می زنند یا گلهایی که می زنند، نمی دانم، همش چشم هم چشمی است، خیلی از کارها روی چشم هم چشمی است و لذا اثری هم ندارد، محبوبیتی هم ندارد، نیت خیلی مهم است. پیغمبر فرمود: بروید و مسجد را خراب کنید و در آن محل هم زباله ها را بریزید یعنی از زمین های عادی هم باید پست تر باشد و محل زباله ها باشد.


    نقش بانی و هیئت امنا در مسجد


    نیت مهم است، پس کجا برویم و نماز بخوانیم؟ «لمسجد اُسّس علی التّقوی من اوّل یومٍ» عربی هایی که می خوانم قرآن است. (لمسجدٌ) یعنی مسجدی که،( اُسّس علی التّقوی) یعنی اساسش بر تقوا است. (من اوّل یومٍ) از روز اوّل این مسجد را برای خدا ساخته اند آن مسجد (احقّ ان تقوم فیه) در آن سزاوار است که نماز بخوانید، «لَا تَقُمْ فِیهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ لتوبة/108» پس مسئله اول: نیت بانی . این خیلی مهم است مسجدی که، از روز اول براساس تقوا بنا شده است. آن مسجد برو درآن مسجد. می خواهی بروی روضه، برو ببین کدام روضه خلوصش بیشتر است. می خواهی درس بخوانی نگو در این درس نان است، می خواهی رفیق شوی، این پسر، پسر خوبی است، دخترهایی که می خواهند با دخترها رفیق شوند حساب این را نکنند که این دختر باباش چطور است؟ ماشین باباش چطور است؟ رفاقتها بر اساس تقوا باشد، اگر رفاقت براساس تقوا بود همیشه هست. شما امام حسین(علیه السلام) را به خاطر تقوا دوست دارید، 1400 سال است که یک جور دوستش دارید. اما پدر و مادرتان را براساس اینکه نان و آب شما را داده دوست دارید، و لذا هفته اول که مُرد، پیرهن سیاه می پوشید تا چهلم . پنج سال بعد می گوییم سالگرد نمی گیرید؟ می گویید نه حوصله اش را ندارم و پول هم ندارم، مردم یادشان رفته من هم یادم رفته خدا پدر شما و او را بیامرزد برو دنبال کارتان. یعنی برای پدر و مادر حاضر نیستیم که سالگرد پنجم را بگیریم اما براّی امام حسین سالگرد هزاروچهارصدمی هم می گیریم. علاقه های خدایی می ماند. بارها گفتم دُم طاووسی که خدا رنگ کرده است می ماند و هر چقدر هم که شلنگ بگیریم پاک نمی شود. این تخم مرغ هایی که ما رنگ می کنیم با یک خورده تُف پاک می شوند. چیزی را که ما رنگ کنیم پاک می شود ولی چیزی را که خداوند رنگ کند می ماند. مردمی که می خواهند آدم را عزیز کنند، عکس آدم را چاپ می کنند، به آدم رأی می دهند. دور دوّم نه به آدم رأی می دهند و نه عکسش را می چسبانند، دو تا هم فحش و تهمت به آدم می زنند یعنی مردم آدم را بالا می برند و پایین هم می آورند. امّا خدا وقتی کسی را بالا بُرد، دیگر پایین نمی آورد. چیزهایی که رنگ بشری دارد می پرد «مَا عِنْدَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ لنحل/96» هرچیزی که رنگ شماست می پرد «مَا عِنْدَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ لنحل/96» عربی هایی که می خوانم قرآن است، اگر می خواهید همیشه عزیز باشید نیتتان را پاک کنید. برای چی درس می خوانی؟ برای پول و مدرک و زندگی؟ زندگی می پرد هفتاد سال، سی سال، چهل سال، اگر موفق بشوید. نیت بانی خیلی مهم است.


    برقراری ارتباط میان مسجد و مدرسه


    2- جغرافیای مسجد است، مسجد و مدرسه اگر با هم باشند، ای کاش مساجد ما، ای کاش اوقاف ما، ای کاش متولیان مسجد ما، امور مساجد، ائمّه جمعه، هرجا که می خواهند مسجد بسازند در یک جایی بسازند که یک طرفش دبیرستان باشد، یک درش در خیابان باشد. قدیمی ها مسجد و مدرسه را که می ساختند با هم می ساختند. شما در همین کاشان، مسجد آقابزرگ را نگاه کنید. گنبدش را ببین و پایینش هم حجره های طلاب. اصفهان بروید و مساجد را ببینید، مسجد امام اصفهان که مسجد شاه سابق بود. مسجد است و گوشه ها هم گوشواره هایش هم حوزه علمیه است تازه محوریت مسجد است یعنی وارد که می شوی چیزی که چشمت را می گیرد گنبد و بارگاه است. اصل خداست. اوّل درس بندگی و بعد درس زندگی. اگر درس زندگی بخوانیم ولی درس بندگی نخوانیم آخرش می شویم رئیس جمهور آمریکا. اصلاً می شویم تحصیل کرده های دنیا. این که دنیا به فساد کشیده می شود، هر کشوری دانشگاهش بیشتر است آمار جُرمش هم بیشتر است. این به خاطر این است که درس زندگی می خوانند ولی درس بندگی نمی خوانند. یعنی دو تا بال نیست علم و تقوا. بال علم که شُد می پرد، منتهی بمباران کردن حزب الله لبنان. این مسئله جغرافیای مسجد که مسجد و مدرسه باید با هم باشد، مسجد برجسته باشد. تسهیلات مسجد، هوایش، پارکینگش باید محکم ساخته شود، بزرگ ساخته بشود، در دسترس باشد، چند تا در داشته باشد و هر درش به یک محله ای باز بشود. وسط شهر باشد. قرآن می فرماید: وقتی می خواستند موسی و ساحرها کارشان را نشان بدهند گفتند: کجای شهر؟ فرمود: «مکاناً سوی» مکاناً یعنی مکانی که مساوی باشد. یعنی همه مردم باید دسترسی داشته باشند. این طور نباشد که مسجد مال محلّه بالا باشد یا پایین. این باید وسط باشد، «مکاناً سوی»
    زمان برنامه ها یک زمانی باشد که زمان زنده باشد «وان یحشر الناس ضحی» چاشتی باشد چون چاشتی تماشاچی بیشتر است. چه روزی باشد؟ روز تعطیل باشد. «موعدنا یوم الزینه» مثل روز سیزده بدر، روز عید، که موسی به ساحرها گفت: شما بیایید سحر و جادویتان را نشان دهید. من هم عصایم را می اندازم ا‍ژدها شود و ببینیم کدام یکی درست است؟ خوب گفتیم باشد. فرعون همه ساحرها را دعوت کرده بود، در قرارگاه گفتند چه چیزی را امضا کنیم؟ به قول امروزیها. گفتند: 1- جا : «مکاناً سوی» آیه قرآن است یعنی اینکه وسط شهر باشد. 2- زمان: «قَالَ مَوْعِدُکُمْ یَوْمُ الزِّینَةِ وَأَنْ یُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى طه/59» ضحی یعنی چاشت. «والضّحی» یعنی چاشت. پس زمان چاشتی باشد، مکان در دسترس باشد. «قَالَ مَوْعِدُکُمْ یَوْمُ الزِّینَةِ وَأَنْ یُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى طه/59» روز قرارمان هم روزی باشد که تعطیل باشد یعنی روزی باشد که مردم هم بتوانند بیایند. اینها آمار بیننده ها را زیاد می کنند.


    قرآن در نماز و نماز در قرآن


    مسئله دیگر که مهم است این است که نماز و قرآن به هم چفت شده و یکی از عیبهای مساجد ما این است که البتّه الآن دارد برطرف می شود: چندهزار مسجد است که نماز وقرآنش به هم چفت شده است الحمدلله. قبلاً جدا بود. یعنی کره یک سمت بود و دوغ در سمت دیگر بود. قرآن وقتی می گوید نماز، می گوید: نماز و قرآن با هم هستند، یعنی اصلاً وقتی نماز می خوانی مجبور هستی که 120 آیه را بخوانی، یعنی هر هفده رکعت نماز 10 رکعتش که سوره حمد را باید بخوانیم. 10 تا سوره حمد هر سوره حمد هم هفت آیه دارد 10 در 7 که ضرب شود، می شود 70 تا . 10 تا هم سوره توحید را می خوانیم که هر سوره توحید هم 5 آیه دارد که این هم ضربش می شود 50 آیه. و جمع 70 و 50 می شود 120. یعنی به طور اتوماتیک هرکس بخواهد نماز بخواند، بالاجبار باید روزی 120 آیه هم بخواند. پس ببینید نماز که می خوانید مجبور هستید که قرآن هم بخوانید. و تا می خواهی قرآن بخوانی می گوید: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ لبقرة/3»، «اقام الصلاة»، «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْالکوثر/2». یعنی می روی قرآن بخوانی می گوید: نماز. می روی نمازبخوانی می گوید: قرآن. اینها به هم بده بستون دارند. مثل اینکه برگ، آفتاب را به ریشه درخت می رساند و ریشه درخت هم مواد غذایی را به برگ می رساند اینها بده بستون دارند، به هم چفت شده اند. قفل و لولا است. قرآن بخوانم: «یمسّکون بالکتاب و اقاموا الصلاة». یمسّک، تمسّک یعنی: چنگ می زنند به قرآن،‌ یعنی قرآن را گرفته اند، و اقام الصلاة. جای دیگر: «یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة» قرآن می خوانند. اینکه ما جلسه قرائتمان یک چیز باشد و مسجدمان چیز دیگر باشد. قرآن و نماز باید به هم چفت شود. اخیراً یک کار بسیار خوبی شروع شده، یک چند سالی است در دانشگاه تهران که من هر روز هستم این کار می شود در طول سال است نه در ماه رمضان. دانشگاه تهران جمعیّتش هم خیلی شلوغ است ولی تا نماز تمام می شود، یک صفحه قرآن می خوانند. به بنده هم که گفتند: بیاید و پیشنماز بشوید، گفتم: به شرطی پیشنماز می شوم که یک تفسیر قطره ای بگویم مثل آبیاری قطره ای که داریم. تفسیر قطره ای تفسیر دو دقیقه ای یا سه دقیقه ای. خیلی راحت می شود یک تفسیر گفت. تفسیر خیلی کم و فوری. عرض کنم به حضور شما که، پریشب رفتیم عروسی، در عروسی گفتند: سخنرانی کن. گفتم: بابا اینها آمده اند اینجا عروسی، برای سخنرانی که نیامده اند، آمده اند عروسی. دیگر عروسی مردم را عزا نکنید. گفتند: خوب یک دقیقه صحبت کن. دریک دقیقه سخنرانی کردم تفسیر قطره ای، تفسیر قطره ای نمونه اش را می گویم از ایرانی ها هرکس که پای تلویزیون هست ببیند که تفسیر قطره ای چیست؟ تفسیر یک دقیقه ای. گفتم: سه رقم رابطه در قرآن داریم: 1- رابطه پیامبر با مردم. 2- رابطه مردم با پیامبر. 3- رابطه عروس و داماد، چون جلسه عروسی بود. رابطه پیامبر با مردم، رحمت است چون قرآن می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ لأنبیاء/107» پیغمبر من تو را نفرستادم الّا رحمت، مگر برای رحمت. من تو را رسول قرار ندادم مگر رسول رحمت. رابطه پیغمبر با مردم رحمت است. مردم باید چه بکنند؟ رابطه مردم با پیغمبر مودّت است. پیغمبر فرمود: من مزد رسالت نمی خواهم «الّا المودّی فی القربی» هرکس می خواهد مزد پیغمبری مرا بدهد، اهل بیت مرا دوست داشته باشد: «الّا المودّی فی القربی». رابطه پیغمبر با مردم رحمت است. رابطه مردم با پیغمبر مودّت است. رابطه عروس و داماد قرآن می گوید: «و جعل بینهما مودّی و رحمه» خداوند قرار داده بین عروس داماد هم مودّت و هم رحمت را. رابطه پیغمبر با مردم رحمت است. با هم بگویید، رابطه مردم با پیغمبر مودّت است. و رابطه عروس و داماد هم رحمت است هم مودّت. والسّلام علیکم و رحمة الله. این می شود یک سخنرانی یک دقیقه ای.


    سخنرانی های کوتاه در مسجد


    ما باید طرّاحی کنیم که این سخنرانی های طولانی تبدیل شوند به سخنرانی های یک دقیقه ای، دو دقیقه ای، سه دقیقه ای. خود امامان ما، امیرالمؤمنین که اوّل خطیب دنیا بود کلماتی دارد به نام کلمات قصار. کلمات قصار یعنی سخنرانی های یک دقیقه ای، دو دقیقه ای. «کونا للظّالم خصما و للمظلوم عونا». نسبت به ظالم دشمن باشید و نسبت به مظلوم حمایت کنید. از مظلوم حمایت کنید و بر سر ظالم نعره بکشید. خوب بنابراین کلمه اقامه درباره نماز هست. «اقیموا الصلاة». همین اقامه درباره قرآن هم هست. «ولواتهم اقاموا التورای و الانجیل و ما انزل الیک» یعنی همان کلمه اقاموا که برای نماز آمده یعنی به پا داشتن. برای قرآن هم آمده اقامه، یعنی قرآن را هم باید به پا داشت. به پا داشتن نه یعنی وقتی جمعیّت نیامده به قاری بگویی که بخوان تا جمعیّت جمع شود. این اقامه قرآن نیست این اقامه مراسم است، منتهی چون هنوز جمعیّیت جمع نشده به قاری می گوییم که بخواند تا مردم بیایند. این اقامه نیست. اقامه یعنی همه مردم که جمع شدند خوب گوش بدهند و ببینند که خالق با مخلوق چه می گوید؟ مخلوق به حرف خالق باید گوش بدهد. گوش بدهد و دل بدهد و بپذیرد و عمل کند این اقامه است.
    خوب در مسجد دعوت از افراد خیّر، اگر پزشکان ما هفته ای یک شب بروند مسجد و کمکهای اولیّه هم در کیفشان باشد و بروند تمام اینهایی که حال رفتن به درمانگاه و گرفتن بلیط و نمی دانم بالاخره می گویند شب جمعه می رویم و به آقا می گوییم مثلاً فشارمان را ببیند، درجه تبمان را ببیند، قندمان را ببیند. افراد خیّر اگر بیایند مسجد، افراد تحصیل کرده بیایند مسجد، اگر دانشمندان، تیزهوشان ما بیایند مسجد بچّه هایی که نمره درسیشان ضعیف است، اینها هم بیایند مسجد همان در مسجد می پرسند و در طول سال کلاس تقویتی نمی خواهند. هم می آید نمازش را می خواند و هم سوالی که بلد نیست را کنار رفیقش حل می کند. این افراد برجسته، تیزهوش، باسواد، دکتر، مهندس، پولدار. پولدارها وقتی می آیند مسجد، نگاهشان که به فقیرها می افتد، می بیند که این طرف و آن طرفش فقیر است در نتیجه وجدانش تحریک شده و در همان مسجد پولی در پاکت گذاشته و به آنها می دهد و اصلاً دیگر نیازی به کمیته امداد، بهزیستی، بنیاد 15 خرداد، نمی باشد. پنیر اگر خودش چرب است خودش را می خوریم، علّت اینکه ما به پنیر، کره اضافه می کنیم چون اوّل از شیر روغنش را می گیریم و پنیر می شود مثل گچ بعد می بینیم که فرو نمی رود بعد یک کمی کره اضافه می کنیم. اوّل چربی داخلش بود، چربیش را می گیریم. چیزهایی که باخودش است، آبگوشتهای امام حسین که خوشمزه می شود، به این دلیل است که استخوان و چربی و گوشت با هم در دیگ ریخته می شود، آبگوشتش عطر دارد. ما در مغازه قصابی چربی ها را جدا می کنیم، گوشت قرمز درست می کنیم و آبگوشت درست می کنیم و آنوقت آبگوشت مثل آب جوش می شود و مزه ندارد. هر چیزی که خدا خلق کرده است همان خوب است. به طبیعت دست نزنیم و همان زیبایی ها که خدا آفریده قشنگ هستند.
    تفقد از افراد غائب. مسجد یک حاضر و غائب اتوماتیک است، نگاه می کند می بیند که احمد آقا نیست، فاطمه خانم هم چند روز است که نیامده، احوالپرسی می کنند. تفقد از غائبین، تشویق افراد فعّال. سرگُردها در مسجد سرهنگ شوند و سرهنگ ها در مسجد و نماز جمعه تیمسار بشوند اینها مسجد را اوج می دهد. شاگرد اوّل ها در آنجا تشویق بشوند. در استان فارس می خواستند مخترعین را تشویق کنند، امام جمعه اش زنگ زد و من رفتم شیراز، گفتند چه جوریه؟ گفتم والله اینها مخترع هستند دیگر سکّه به درد اینها نمی خورد، من حاضرم که دست این مخترعین را ببوسم منتهی اینها بروند بالا بایستند در آن جایی که امام جمعه می ایستد در آن بلندی. هفت تا مخترع داشتند که رفتند آنجا و من هم رفتم دست اینها را بوسیدم و گفتم آقا من تشکر می کنم از اینها و دستشان را بوسیدم و آمدم پایین. تشویق باید در مسجد باشد. تنبیه هم باید از نظرنماز باشد. یک منافق فراری مُرد، حضرت فرمود: «لا تصلّ علی احد منهم» برای جنازه اش نماز نخوانید «لا تقوم علی قبره» سر قبرش هم نروید. یعنی با نماز هم می شود حال طرف را گرفت و هم می شود که تشویق کرد.


    توجه به نسل نو و نوجوانان در مسجد


    اگر خواستیم مرکز اتّحادمان که مسجد است خوب باشد این مسجدها باید از اینکه صف اول و دوم یک مشت نسل منقرض پیرمرد می آیند و اگر بچّه هم بیاید تحقیر می شود و محلّش نمی گذارند، غذا که می دهند هرکسی که تاجر است در صف اوّل می نشیند. در بعضی مسجدها فکر می کنند که این جا بانک است. بچّه ای نامه نوشته بود که تا آخر عمرم مسجد نمی روم، به دلیل اینکه در مسجد غذا می دادند به همه گروهها دادند و خوردند و بچّه ها را بیرون کردند و آخر هم گفتند بچّه ها بروید خانه که غذا تمام شد.
    نوبت بچّه: بچّه دو ساله را نمی توان بلند کرد و رئیس جمهور در جای یک بچه دوساله نماز بخواند نماز رئیس جمهور هم باطل است. هرمقامی که وارد شد نباید بچّه را از جایش بلند کرد، هر کسی نشسته خوب نشسته. در مسجد هرکس هر کجا که نشست احدی حق ندارد که بلندش کند، چه آیت الله و چه نمی دانم سرلشگر و چه رئیس جمهور. هرکسی هر کجا که نشسته شما حق نداری که بلندش کنی امّا بچه وقتی آمد بلندش کردی. من خودم بچّه که بودم رفتم صف اوّل در کاشان یک پیرمردی خدا بیامرزدش دست مرا گرفت و مرا مثل گربه عقب انداخت. گفت بچه صف اول نمی ایستد. این خاطره الآن که من تقریباً 63 سال دارم این خاطره مال وقتی که من نمی دانم 7 یا 8 یا 10 سالم بود. 50 سال، نیم قرن این خاطره تلخ در ذهنم مانده است، کما اینکه خاطرات شیرین در ذهن ها می ماند. امام رفته بود مکّه، بنیانگذار جمهوری اسلامی، کتاب خرید تا رفت که پول بدهد صدای اذان بلند شد، طرف پول را نگرفت و گفت: اذان. گفت: آقا پول را بگیر. گفت: اذان، «الله اکبر» خدا از پول بزرگتر است برو برو. برو بعداً بیا. یعنی این به خاطر الله اکبر پول را از امام نمی گیرد این عمل کتابفروش دهها سال روی مغز یک مرجع تقلید اثر می گذارد، شما نگاه کنید اگر در یک اتوبوسی راننده تا اذان گفت، اولّین نمازخانه ای که در راه است بایستد. مدیر درس می دهد تا صدای اذان را شنید گفت: نماز. این بچّه سر کلاس نماز خوان می شود. حضور مسئولین خیلی مهم است.
    مدیریت مسجد: مدیر مسجد چه کسی باید باشد؟ اوّل که «انّما» یعنی فقط در قرآن هرچی انّما هست یعنی فقط. «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ لتوبة/18» فقط کسانی حق دارند مسجد را آباد کنند که: 1- «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ التوبة/18»، ایمان به خدا و قیامت داشته باشند، خودش اهل نماز و زکات باشد و بعد اینکه شجاع باشد «ولم یخش الّا الله» به غیر از خدا از کسی نترسد، آدمهای ترسو نباید هیئت امنا بشوند. ترسو است. «مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا التوبة/17» کسانی که مطیع آمریکا هستند اینها حق ندارند، کسانی که اطاعت از کس دیگر می کنند یا بندگی غیر خدا را می کنند اینها حق ندارند که بانی مسجد بشوند. «إِنْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ أنفال/34» قرآن می گوید: متولّی مسجدالحرام باید فقط افراد با تقوا باشند.


    حفظ حقوق بانوان در مسجد


    توجه به امور خانمها. من شهر شما را نمی دانم چطور است اما در شهرهای دیگر ایران اینطوری است حالا انشاالله که در شهر شما اینطور نباشد، در شهرهای دیگر بیشترین قسمت مسجد را می دهند به آقایان. فکر می کنند که مسجد هم ارث است، آخر در ارث مردها دو برابر زن ها می برند در این جا هم قسمت بد را می دهند به زنها بعد اینکه زن ها را می فرستند بالا در صورتی که خانمها ببیشتر درد پا دارند و حاملگی هم در زنان است یعنی زن ها هم به خاطر حاملگی و هم به خاطر درد پا و هر چی پیرزن و درد پایی هست می فرستند بالا و جوانها می آیند و در پایین می ایستند یعنی پلّه ها را می دهند به آنها، رفتم در یکی از استانها در نماز جمعه سخنرانی کنم بعد از خطبه ها رفتم روی آن بلندی، دیدم هر چی قالی هست زیرپای مردها است و زیر پای خانمها موکت بود. گفتم: آقاجان صبر کنید محبّت کنید همه بلند شوید، بلند شدند. گفتم: 10 تا از این قالی ها را بفرستید آن طرف و همین الآن این کار را بکنید. و قالی ها که رفت آن طرف، گفتم: این بود عدالت اجتماعی، والسّلام علیکم و رحمة الله. و اصلاً سخنرانی نمی خواهد. ما گاهی وقتها سخنرانی می کنیم ولی در خود سخنرانی ضدّ عدالت هست. مثل سازمان ملل، سازمان ملل جمع شده اند برای عدالت. درخود سازمان ملل حق وتو است، یعنی هر چه همه بزنید من هوا می کنم. یعنی محل عدالت ضدّ عدالت. محلی که می گویند همه مساویند مسجد غیر عدالت. عرض کردم ما اسلام را قاتی کردیم. اسلام یک آبی است از بس که گرد و خاک و سوسک و ملخ و پشه در این آب نشست دیگر کسی که این آب را می خواهد بخورد باید تصفیه کند. اسلام ناب. امام در فرمایشاتش می فرمود: اسلام ناب. اسلام منهای سلیقه ها و منهای خرافه ها، منهای حزب ها، قبیله ها، منهای خطهای سیاسی، منهای... . اسلام ناب اگر باشد، یکی از چیزهایی که مسجدها را تفرقه می کند برنامه های ناقص مساجد است. امیدواریم که همه بنشینند و تغییر بدهند. در رابطه با مسجد من خیلی حرف دارم ولی نیم ساعتمان تمام شد، دور دوم مذاکرات را در جلسه بعد می گوییم. خدایا به مساجد ما رونق بیشتر مرحمت بفرما. (الهی آمین) خدایا اخلاق مسجد، اخلاق امام جماعت، اخلاق خادم، اخلاق خود ما که می رویم و شرکت می کنیم، عدالت واقعی، اخلاق واقعی، آنطوری که در قرآن از مسجد و مسجدی ها تعریف کرده ای به ما آن صفات را مرحمت بفرما. (الهی آمین)


    12:08 ق.ظ | حمید | نظرات [1]


    Resolution: 1024 * 768

    حقوق این وبلاگ محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد.

    پیام مدیر :
    به وبلاگ من خوش آمدید.


    لوگوی من :


    پیوندهای روزانه :

    مطالب قبلی :